عشقت آموخت به من رمز پريشاني را حسین منزوی غزل ۱

تصویر شعر عشقت آموخت به من رمز پريشاني را حسین منزوی غزل ۱

سرودهٔ حسین منزوی · از کتاب گزیدهٔ اشعار

متن شعر

عشقت آموخت به من رمز پريشاني را
چون نسيم از غم تو بي سر و ساماني را

بوي پيراهني اي باد بياور ، ور نه
غم يوسف بكشد ، عاشق كنعاني را

دور از چاك گريبان تو آموخت به من
گل من غنچه صفت ، سر به گريباني را

عشقت آموخت به من ....
رمز پریشانی را...

آه از اين درد كه زندان قفس خواهد كشت
مرغ خو كرده به پرواز گلستاني را

ليلي من ! غم عشق تو بنازم كه كشي
به خيابان جنون ، قيس بياباني را

اينك آن طرف شقايق ، دل من مركز سوزش
داغ بر دل بنهد لاله ي نعماني را

همه ، باغ دلم آثار خزان دارد ، كو ؟
آن كه سامان بدهد اين همه ويراني را

آن كه سامان بدهد اين همه ويراني را...

حال‌وهوا: آرام · نوع صدا: دوصدایی · مدت: ۵:۱۹

شعرهای مرتبط